عید و خونه تکونی....

سلام به همه دوست جونام، و ایلیای گلم، امسال اولین سالیه که ما یه نی نی کوچولو سر سفره هفت سینمون داریم، خیلی خوشحالم ![]()
من عاشقه عیدم عاشقه اون حال و هوای اخره سالم که همه تو جوش و خروشن و دنباله کارای نیمه تمومشون که واسه عید اماده شن وعاشق اون بوئی که همه جا میپیچه و آدم از چند هفته زودتر احساس میکنه که همه چی داره نو میشه ولیییییییییییییییییییییی از خونه تکونی متنفرم واقعا خسته کنندست مخصوصا امسال که این ووروجک نمیذاره من به هیچ کارم برسم![]()
هر جا میرم دنبالم میاد و پاهام و میگیره و میگه بغلم کن اگه بغلش نکنم یک ریز گریه میکنه، بدون خودمم هیچ جا و با هیچکس نمیمونه، 2 روز پیش میخواستم برم دندون پزشکی فقط واسه 1 ساعت گذاشتمش خونه مادر شوهرم اینقدر گریه کرد که همه دلشون سوخت حالا واسه جلسه بعدی مجبورم ببرمش.
حالا 2 هفته مونده به عید من هنوز هیچ کاری نکردم، نه خونه تکونی نه آرایشگاه و نه هیچ کاره دیگه ای.
الانم زیره پام نشسته و یک ریز میگه ماما ماما ماما ماما ماما ماما ماما
ولی چه میشه کرد دیگه مادر بودن با همه لذت وصف نشدنی که به ادم میده این چیزارم داره نی نی هام دلشون به ماماناشون خوشه.
من که یه دنیا عاشقشم خیلییییییییییییییییییییییی دوست دارم نی نی جونم



عید و خونه تکونی....
